معنی topheading bench

زمين شناسی
topheading bench
روش پلکانی
دراین روش ابتداتونل پیش آهنگ در بالاترین قسمت مقطع تونل باروشهای معمول حفر می شود عرض این قسمت برابرعرض کامل تونل وارتفاع آن 1/3تا1/2 ارتفاع تونل است بقیه کارمثل معادن روباز بصورت چندپله استخراجمی شود ارتفاع پله ها را نباید زیاد گرفت سقف ودیواره تونل رابه منظور حفظ دوام و استحکام آن با روشهای آتشکاری مهارشده حفاریمی کنند ، روش پلکانی - دراین روش ابتداتونل پیش آهنگ در بالاترین قسمت مقطع تونل باروشهای معمول حفر می شود عرض این قسمت برابرعرض کامل تونل وارتفاع آن 1/3تا1/2 ارتفاع تونل است بقیه کارمثل معادن روباز بصورت چندپله استخراجمی شود ارتفاع پله ها را نباید زیاد گرفت سقف ودیواره تونل رابه منظور حفظ دوام و استحکام آن با روشهای آتشکاری مهارشده حفاریمی کنند
موارد مشابه با اصطلاح تخصصی انگلیسی topheading bench
تخته سنگ های موجود در خاک که از تخریب آهنگهای درز وشکاف دار به وجود می آیدوبه صورت صفحات ولوحه های کوچک سنگی که میانگین تخته سنگ های موجود در زمین است واندازه آنها 10 تا 30 سانتیمتر است ، قشر معدنی بسیار سفت و سخت را گویند ، سکو ، سکوی افقی
یکی از دو یا چند نوع رگه نازک معدنی که بوسیله اسلیت جدا می شود یا بوسیله فرایند برش زغال شکل می گیرد
در زغال سنگ شناسی: لایه ای از زغال سنگ یا یک رگه زغال سنگ که از رگه‌های مجاور خود ، بوسیله یک لایه مداخله گر غیرزغالی جدا شده است و یا یکی از چندین لایه درون یک رگه زغال سنگ که ممکن است بطور جداگانه از بقیه لایه ها استخراج شود

در ساحل : سکو ، پلکان ، پادگانه ای ، کناره : الف) ایوان ساحلی/ ساحل موجی ب) ناحیه ای تقریباً افقی و تقریباً هم ارتفاع با حداکثر آب بر روی طرف اقیانوسی یک دایک مصنوعی

در زمین ریخت شناسی: یک سکو یا قطعه طویل ، باریک و نسبتاً هموار با شیب ملایم ، متعلق به زمین ، خاک یا سنگ که بوسیله سراشیبی های تندتر در بالا و پایین محصور شده است و بوسیله فرسایش ناهمسانِ سنگها ، با مقاومتهای مختلف ، یا بوسیله تغییری در فرسایش سطح مبنا تشکیل شده است یک تراس کوچک یا چینه ی پله مانند که تداوم و یکپارچگی شیب را از بین می برد سطح سنگ بستر فرسوده شده ، بین دیواره های دره ـ
این اصطلاح برخی مواقع ، حاکی از/ بیانگر یک بریدگی در سنگ مقاوم است که از بریدگی در مواد غیر سخت و یکپارچه قابل تشخیص است

همچنین ببینید: berm دیواره خاکی/ کوره راه ساحلی (زمین ریخت شناسی) پله شیروانی mesa: زمین تخت و مرتفع
، سکوی افقی - یکی از دو یا چند نوع رگه نازک معدنی که بوسیله اسلیت جدا می شود یا بوسیله فرایند برش زغال شکل می گیرد - در زغال سنگ شناسی: لایه ای از زغال سنگ یا یک رگه زغال سنگ که از رگه‌های مجاور خود ، بوسیله یک لایه مداخله گر غیرزغالی جدا شده است و یا یکی از چندین لایه درون یک رگه زغال سنگ که ممکن است بطور جداگانه از بقیه لایه ها استخراج شود - - در ساحل : سکو ، کناره : الف) ایوان ساحلی/ ساحل موجی ب) ناحیه ای تقریباً افقی و تقریباً هم ارتفاع با حداکثر آب بر روی طرف اقیانوسی یک دایک مصنوعی - - در زمین ریخت شناسی: یک سکو یا قطعه طویل ، بین دیواره های دره ـ - این اصطلاح برخی مواقع ، حاکی از/ بیانگر یک بریدگی در سنگ مقاوم است که از بریدگی در مواد غیر سخت و یکپارچه قابل تشخیص است - - همچنین ببینید: berm دیواره خاکی/ کوره راه ساحلی (زمین ریخت شناسی) پله شیروانی mesa: زمین تخت و مرتفع -
سکوی موج بریده
یک سطح یا سکوی هموار تا شیبدار ملایم باریک که توسط عمل فرسایش امواج حاصل می شود و به سمت خارج از بالای قاعده صخره موج شکن گسترده می شود و تمام منطقه ساحلی و یک بخش یا کل حاشیه ساحلی را اشغال می کند (جانسن 1919) این سکو عمدتاً بالاتر از سطح آب بوسیله افشانه یا پاشیدن امواج توفانی تشدید شده توسط هوازدگی نیمه هوایی و باران شست تشکیل می شود این سکو ممکن است از جنس سنگ برهنه تازه ساییده شده باشد یا بطور موقت توسط یک ساحل پوشیده باشد ممکن است ناگهانی به انتها برسد یا به تدریج تبدیل به سکوی سایشی شود
نیز ببینید: سکوی موج شکن مترادف: سکوی کرانه ای سکوی ساحلی سکوی آب بالا ، سکوی موج بریده - یک سطح یا سکوی هموار تا شیبدار ملایم باریک که توسط عمل فرسایش امواج حاصل می شود و به سمت خارج از بالای قاعده صخره موج شکن گسترده می شود و تمام منطقه ساحلی و یک بخش یا کل حاشیه ساحلی را اشغال می کند (جانسن 1919) این سکو عمدتاً بالاتر از سطح آب بوسیله افشانه یا پاشیدن امواج توفانی تشدید شده توسط هوازدگی نیمه هوایی و باران شست تشکیل می شود این سکو ممکن است از جنس سنگ برهنه تازه ساییده شده باشد یا بطور موقت توسط یک ساحل پوشیده باشد ممکن است ناگهانی به انتها برسد یا به تدریج تبدیل به سکوی سایشی شود - نیز ببینید: سکوی موج شکن مترادف: سکوی کرانه ای سکوی ساحلی سکوی آب بالا

دیکشنری تخصصی انگلیسی به فارسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z

دیکشنری تخصصی فارسی به انگلیسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
اگر این اصطلاح تخصصی زمين شناسی از انگلیسی به فارسی مفید بود آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیکشنری تخصصی به تفکیک دپارتمان ها و رشته ها


دیکشنری تخصصی هنر

درباره دیکشنری تخصصی برساد


دیکشنری تخصصی برساد برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و استادان رشته های مختلف طراحی شده است. استفاده از خدمات دیکشنری تخصصی برساد کاملا رایگان است.

تماس با ما



Telegram: @Barsadic
وبلاگ برساد

×
می خوای متن تخصصی زمين شناسی رو برات ترجمه کنیم؟ سریع کلیک کن