معادل انگلیسی رخساره‌ سکویی ، رخساره فلات قاره‌ای

زمين شناسی
رخساره‌ سکویی ، رخساره فلات قاره‌ای
platform facies
موارد مشابه با اصطلاح تخصصی فارسی رخساره‌ سکویی ، رخساره فلات قاره‌ای
زیست رخساره
الف) بخشی از واحد چینه شناسی ، که بوسیله فسیل هایش و بدون توجه به ویژگی های غیرزیستی آن ، از بخش های مجاور تشخیص داده می شود خصوصاً آن توده رسوب یا سنگی که بوسیله خصوصیاتی که لیتولوژی را متاثر نمی کند ، شناسایی می شوند مانند هویت رده بندی با محیط زیستی فسیلی ها (weller ، 1958)
ب) وجه زیستی یا خصوصیت فسیلی یک رخساره ، واحد چینه شناسی تعریف شده و مشخص خصوصاً آنکه به عنوان توضیحی از شرایط زیستی محلی در نظر گرفته می شود «خصوصیات کلی یک نهشته رسوبی» (moore ، 1949 ، p 17)
ج) یک مجموعه مشخص از ارگانیسم ها که تحت یک دسته شرایط زیست محیطی ، بوجود آمده اند که با سایر مجموعه های تشکیل شده در همان زمان ولی با شرایط مختلف ، مقایسه می شود پیوستگی فسیل ها یا سابقه تاریخی فسیلی و هم زیستی جانوران(biocoenosis)
همچنین ببینید: facies مترادف: رخساره زیستی biologic facies ، زیست رخساره الف) بخشی از واحد چینه شناسی ، 1958) ب) وجه زیستی یا خصوصیت فسیلی یک رخساره ، p 17) ج) یک مجموعه مشخص از ارگانیسم ها که تحت یک دسته شرایط زیست محیطی ، مقایسه می شود پیوستگی فسیل ها یا سابقه تاریخی فسیلی و هم زیستی جانوران(biocoenosis) همچنین ببینید: facies مترادف: رخساره زیستی biologic facies
رخساره ، شناخت نما ، فاسیس ، رخساره
عبارت از توده سنگ رسوبی که با تفاوت در ویژگیهایی همچون ترکیب سنگ ، بافت ، فسیلها ، ساختمانهای رسوبی و رنگ و از توده سنگی مجاور خود قابل تشخیص است
* الف) جنبه ، ظاهر و ویژگی یک واحد سنگی که معمولاً منعکس کننده شرایط منشا آن واحد می باشد
ب) بخش قابل نقشه برداری و از قبل تعیین شده یک پیکره سنگ چینه شناسی که از نظر سنگ شناسی یا محتوای فسیلی از سایر طبقات نهشته شده در زمان و رده سنگ شناسی مشابه ، متفاوت است
د) یک پیکره سنگی که بر اساس محتوای فسیلی اش ، متمایز می شود مقایسه شود با رخساره زیستی
هـ) یک مجموعه یا جامعه محلی از زیستمندان زنده یا فسیلی ، خصوصاً یک ویژگی بعضی از انواع دریایی مقایسه شود با رخساره زیستی
و) محیط یا منطقه ای که در آن ، یک سنگ تشکیل شده است ، مثلاً رخساره قائده ای ماسه ای ، رخساره بادی ، رخساره آتشفشانی مقایسه شود با رخساره محیطی
ح) سنگهایی با منشاءهای متفاوت که شرایط خاص دما ـ فشار ساخته شده اند
مقایسه شود با: رخساره کانیایی ، رخساره دگرگونی
، رخساره - عبارت از توده سنگ رسوبی که با تفاوت در ویژگیهایی همچون ترکیب سنگ ، ساختمانهای رسوبی و رنگ و از توده سنگی مجاور خود قابل تشخیص است - * الف) جنبه ، ظاهر و ویژگی یک واحد سنگی که معمولاً منعکس کننده شرایط منشا آن واحد می باشد - ب) بخش قابل نقشه برداری و از قبل تعیین شده یک پیکره سنگ چینه شناسی که از نظر سنگ شناسی یا محتوای فسیلی از سایر طبقات نهشته شده در زمان و رده سنگ شناسی مشابه ، متفاوت است - د) یک پیکره سنگی که بر اساس محتوای فسیلی اش ، متمایز می شود مقایسه شود با رخساره زیستی - هـ) یک مجموعه یا جامعه محلی از زیستمندان زنده یا فسیلی ، خصوصاً یک ویژگی بعضی از انواع دریایی مقایسه شود با رخساره زیستی - و) محیط یا منطقه ای که در آن ، رخساره آتشفشانی مقایسه شود با رخساره محیطی - ح) سنگهایی با منشاءهای متفاوت که شرایط خاص دما ـ فشار ساخته شده اند - مقایسه شود با: رخساره کانیایی ، رخساره دگرگونی -
سکو ، تختگاه
ایوان زمین سکومانند و تقریبا\" تراز و مسطح را گویند

در زمین‌ساخت:بخشی از قاره که توسط لایه‌های مسطح یا کمی شیب‌دار ، اساساً رسوبی که در اعماق مختلف توسط پی‌سنگ‌هایی که در طی تغییر شکل‌های اولیه سخت شده اند ، پوشیده می‌شود تختگاه بخشی از یک کراتون است

در دیرینه‌شناسی:
الف) ساخت جانبی گستر‌ش‌یافته یا کفه دریایی در طول بخش داخلی یا خارجی محور قدامی‌-خلفی یک کونودونت این واژه همواره (به صورت نادرست) برای پلیت به کار می‌رود ب) پلاتفرم ماهیچه‌ای یک براکیوپود
ج) کف مسطح کاسه گل یک مرجان

در ساحل شناسی:سطح فرسایشی زیر‌‌‌آبی با شیب ملایم یا مسطح که از به سمت دریا یا دریاچه گسترش یافته است

در زمین‌ریخت‌شناسی :
الف) یک واژه عمومی برای هر سطح افقی یا نزدیک به افق ؛به عنوان مثال یک پادگانه یا پلکان ، یک لبه یا مکانی کوچک روی سطح یک پرتگاه ، یک قطعه‌زمین مسطح و مرتفع نظیر ریزفلات یا فلات ، دشت گون و یا هر سطح شیب‌دار
ب) فلات کوچک ، تختگاه - ایوان زمین سکومانند و تقریبا\" تراز و مسطح را گویند - - در زمین‌ساخت:بخشی از قاره که توسط لایه‌های مسطح یا کمی شیب‌دار ، پوشیده می‌شود تختگاه بخشی از یک کراتون است - - در دیرینه‌شناسی: - الف) ساخت جانبی گستر‌ش‌یافته یا کفه دریایی در طول بخش داخلی یا خارجی محور قدامی‌-خلفی یک کونودونت این واژه همواره (به صورت نادرست) برای پلیت به کار می‌رود ب) پلاتفرم ماهیچه‌ای یک براکیوپود - ج) کف مسطح کاسه گل یک مرجان - - در ساحل شناسی:سطح فرسایشی زیر‌‌‌آبی با شیب ملایم یا مسطح که از به سمت دریا یا دریاچه گسترش یافته است - - در زمین‌ریخت‌شناسی : - الف) یک واژه عمومی برای هر سطح افقی یا نزدیک به افق ؛به عنوان مثال یک پادگانه یا پلکان ، دشت گون و یا هر سطح شیب‌دار - ب) فلات کوچک

دیکشنری تخصصی انگلیسی به فارسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z

دیکشنری تخصصی فارسی به انگلیسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
اگر این اصطلاح تخصصی زمين شناسی از فارسی به انگلیسی مفید بود آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیکشنری تخصصی به تفکیک دپارتمان ها و رشته ها


دیکشنری تخصصی هنر

درباره دیکشنری تخصصی برساد


دیکشنری تخصصی برساد برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و استادان رشته های مختلف طراحی شده است. استفاده از خدمات دیکشنری تخصصی برساد کاملا رایگان است.

تماس با ما



Telegram: @Barsadic
وبلاگ برساد

×
می خوای مقاله ISI زمين شناسی رو برات ترجمه کنیم؟ سریع کلیک کن