معادل انگلیسی گذرگاه سنگفرشی
عنوان به کار رفته توسط سائر (1930) برای باریکه ای مسطح و سنگی که از کوهپایه به س

زمين شناسی
گذرگاه سنگفرشی
عنوان به کار رفته توسط سائر (1930) برای باریکه ای مسطح و سنگی که از کوهپایه به سمت عقب و در امتداد یک کوه به گونه ای گسترش یافته که به کوهپایه‌ای که از سوی مقابل به سمت دماغه های کوه مورد نظر کشیده شده ، متصل شده است چنین کوهپایه هایی معمولاً غیر هم ارتفاع بوده و در سطوح ارتفاعی متفاوتی قرار دارند
مقایسه شود با: Pediment gap ، گذرگاه سنگفرشی عنوان به کار رفته توسط سائر (1930) برای باریکه ای مسطح و سنگی که از کوهپایه به سمت عقب و در امتداد یک کوه به گونه ای گسترش یافته که به کوهپایه‌ای که از سوی مقابل به سمت دماغه های کوه مورد نظر کشیده شده ، متصل شده است چنین کوهپایه هایی معمولاً غیر هم ارتفاع بوده و در سطوح ارتفاعی متفاوتی قرار دارند مقایسه شود با: Pediment gap
pediment pass
موارد مشابه با اصطلاح تخصصی فارسی گذرگاه سنگفرشی
عنوان به کار رفته توسط سائر (1930) برای باریکه ای مسطح و سنگی که از کوهپایه به س
گذرگاه ، گردنه
(زمین ریخت شناسی): الف) گذرگاهی طبیعی در مناطق مرتفع و صعب العبور مانند یک شکاف ، گودی یا دیگر مناطق نسبتاً پست یک رشته کوه که به عنوان یک گذرگاه در نظر گرفته می شوند و یا مجرایی در لبه متصل کننده دو قله که توسط دره ای دربر گرفته شده است
مقایسه شود با: ، notch ، gap ، col و
ب)نقطه تقاطع یک خط تراز که باعث شکل گیری دو حلقه می شود که هر کدام نشان دهنده نقاط هم ارتفاع یکی از دو قله یا کوه مجاور هم هستند
( دورسنجی): فرکانس عبوری از یک فیلتر فیلترهای بالا گذر ، داده هایی با فرکانس بالا و فیلترهای پایین گذر ، داده هایی با فرکانس پایین را عبور می دهند
( رودخانه): گذرگاهی در عرض یک رود ، آبگذر ، مترادف: گذرگاه ، گردنه (زمین ریخت شناسی): الف) گذرگاهی طبیعی در مناطق مرتفع و صعب العبور مانند یک شکاف ، گودی یا دیگر مناطق نسبتاً پست یک رشته کوه که به عنوان یک گذرگاه در نظر گرفته می شوند و یا مجرایی در لبه متصل کننده دو قله که توسط دره ای دربر گرفته شده است مقایسه شود با: ، col وب)نقطه تقاطع یک خط تراز که باعث شکل گیری دو حلقه می شود که هر کدام نشان دهنده نقاط هم ارتفاع یکی از دو قله یا کوه مجاور هم هستند ( دورسنجی): فرکانس عبوری از یک فیلتر فیلترهای بالا گذر ، داده هایی با فرکانس پایین را عبور می دهند ( رودخانه): گذرگاهی در عرض یک رود
تختان فرسایشی ، شیب فرسایش ، دشت سر ، سنگفرش
دشت پایکوهی که دامنه ها را به سطوح هموار دشت اتصال می دهند
یک سطح فرسایش سنگی ، گسترده و کم شیب یا دشتی هموار که محصول فرسایش ناشی از عوامل فرسایشی سطحی (مانند آبهای جاری) در پای یک دماغه کوهستانی یا یک صخره مرتفع ، در مناطق خشک یا نیمه خشک بوده و بر روی سنگ بستری (و برخی مواقع بر روی نهشته های آبرفتی قدیمی تر) که اغلب توسط رویه ای نازک و ناپیوسته از مواد آبرفتی مشتق شده از منابع رسوبی بالادست ، پوشیده شده ، قرار گرفته است پروفیل طولی چنین ساختاری معمولاً دارای تقعر رو به بالای ناچیز بوده و باجادا bajada مانند به نظر می رسد اولین بار ، واژه مزبور توسط مک گی و برای یک عارضه سطحی بکار برده شد ، با این وجود توسط گیلبرت به عنوان یک تپه دشتی یا تپه ناشی از فرآیند دشت شدن ، تشریح شد

ریشه کلمه: طاق واقع بر ایوان ستونهای ساختمان های یونانی؛ با توجه به فرم چنین سازه ای ، بکارگیری عنوان مزبور برای سطوحی با شیب ملایم که در پای رشته کوهها شکل گرفته اند ، چندان صحیح نیست ، سنگفرش - دشت پایکوهی که دامنه ها را به سطوح هموار دشت اتصال می دهند - یک سطح فرسایش سنگی ، تشریح شد - - ریشه کلمه: طاق واقع بر ایوان ستونهای ساختمان های یونانی؛ با توجه به فرم چنین سازه ای

دیکشنری تخصصی انگلیسی به فارسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z

دیکشنری تخصصی فارسی به انگلیسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
اگر این اصطلاح تخصصی زمين شناسی از فارسی به انگلیسی مفید بود آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیکشنری تخصصی به تفکیک دپارتمان ها و رشته ها


دیکشنری تخصصی هنر

درباره دیکشنری تخصصی برساد


دیکشنری تخصصی برساد برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و استادان رشته های مختلف طراحی شده است. استفاده از خدمات دیکشنری تخصصی برساد کاملا رایگان است.

تماس با ما



Telegram: @Barsadic
وبلاگ برساد

×
می خوای متن تخصصی زمين شناسی رو برات ترجمه کنیم؟ سریع کلیک کن