معنی plan position indicator|plan position|plan position

زمين شناسی
plan position indicator|plan position|plan position
نشانگر موقعیت یاب - ابزار نمایش راداری مرکب از یک نوسان‌نگار (رادارنما) مجهز به یک میله کاتدی و یک آنتن چرخشی برای پویش افقی تمامی یا بخشی از یک مدار کامل که به شکل بصری یا تصویری در موقعیت صفحه‌ (نقشه) ، حدود و جهت (سمت یا راستای) یک شیء (نظیر یک کشتی ، ساختمان ، پرتگاه ، یا کوه) را نشان می‌دهد ، و پژواک‌های منعکس‌شده از آنها به شکل لکه‌های نوری است که روشنایی آنها مرتبط با شدت علائم شناسایی شده از هدف توسط رادار است موقعیت رادار در مرکز نشانگر نمایش داده می‌شود
موارد مشابه با اصطلاح تخصصی انگلیسی plan position indicator|plan position|plan position
صفحه اشباع شدگی ، سطح ایستابی roche moutonnee صخره یخرفتی
تپه یا پشته کوچک طویل بیرون زده از سنگ بستر که طوری توسط یک یخچال بزرگ تراشیده شده که محور بلندش در جهت حرکت یخ جهت یافته است دارای یک طرف رو به بالای جریان (بخش کم شیب) است که گویا تورب ملایمی دارد و گرد شده و باریک است و یک طرف رو به پایین جریان (پرشیب) است که دارای شیب ، ناهموار و قطعه قطعه می باشد اغلب ارتفاع چند متر و طول و پهنای چند متری دارد این اصطلاح احتمالاً توسط ساشور ابداع شده ، اما مدرکی که او از این اصطلاح استفاده کرده ، وجود ندارد (لانگ ول 1933) ساشور از کلمه moutonnee ، به معنای ناهموار ، ناصاف یا پیچان ، برای توصیف مجموعه ای از پشته های گرد شده در آلپ استفاده کرد بعدها ، این اصطلاح برای برجستگی یخچالی منفرد استفاده شد که آنقدر توسط کندن یخساری ناهموار شده که از نظر بافت سطح و شکل طبیعی و کلی شبیه پشت گوسفند است اما این نوع سطح ساختاری اساسی در یخچال در نظر گرفته نمی شود ، سطح ایستابی roche moutonnee صخره یخرفتی - تپه یا پشته کوچک طویل بیرون زده از سنگ بستر که طوری توسط یک یخچال بزرگ تراشیده شده که محور بلندش در جهت حرکت یخ جهت یافته است دارای یک طرف رو به بالای جریان (بخش کم شیب) است که گویا تورب ملایمی دارد و گرد شده و باریک است و یک طرف رو به پایین جریان (پرشیب) است که دارای شیب
سیاره شناسی ، سیاره شناسی
واژه ای که در ابتدا برای مطالعه و تفسیر نشانه‌های سطحی سیارات و اقمار طبیعی آنها به کار می رود و سپس برای مطالعه مواد متراکم منظومه شمسی شامل سیارات ، اقمار ، سیارک‌ها ، شخانه ها و مواد درون‌سیاره‌ای به کار رفته است

این واژه غالباً به صورت مترادف با اختر‌شناسی به کار می‌رود ، و توسط رانکاما(1962) بدین صورت دوباره تعریف شد :" علم جهانی که موقعیت و حرکات مواد و تغییرات انرژی همراه آن ها را درسیارات ، اقمار طبیعی آنها و سایر اجرام آسمانی با ماهیت مشابه را مورد بررسی قرار می‌دهد "
، سیاره شناسی - واژه ای که در ابتدا برای مطالعه و تفسیر نشانه‌های سطحی سیارات و اقمار طبیعی آنها به کار می رود و سپس برای مطالعه مواد متراکم منظومه شمسی شامل سیارات ، شخانه ها و مواد درون‌سیاره‌ای به کار رفته است - - این واژه غالباً به صورت مترادف با اختر‌شناسی به کار می‌رود ، اقمار طبیعی آنها و سایر اجرام آسمانی با ماهیت مشابه را مورد بررسی قرار می‌دهد " -

دیکشنری تخصصی انگلیسی به فارسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z

دیکشنری تخصصی فارسی به انگلیسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
اگر این اصطلاح تخصصی زمين شناسی از انگلیسی به فارسی مفید بود آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیکشنری تخصصی به تفکیک دپارتمان ها و رشته ها


دیکشنری تخصصی هنر

درباره دیکشنری تخصصی برساد


دیکشنری تخصصی برساد برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و استادان رشته های مختلف طراحی شده است. استفاده از خدمات دیکشنری تخصصی برساد کاملا رایگان است.

تماس با ما



Telegram: @Barsadic
وبلاگ برساد

×
می خوای متن تخصصی زمين شناسی رو برات ترجمه کنیم؟ سریع کلیک کن