معادل انگلیسی دیوار جداکننده ، دیوار گل روان ، دیوارهای جایگزینی گل روان

زمين شناسی
دیوار جداکننده ، دیوار گل روان ، دیوارهای جایگزینی گل روان
slurry wall
موارد مشابه با اصطلاح تخصصی فارسی دیوار جداکننده ، دیوار گل روان ، دیوارهای جایگزینی گل روان
اسلاری سیل یا دوغاب قیری
مخلوط های آسفالتی رویه نازک قیرآبه‌ای از مصالح ریزدانه و قیرآبه (با یا بدون مواد افزودنی) تهیه و به عنوان یک قشر حفاظتی روی سطح راههای آسفالتی موجود پخش می‌شوند ضخامت آن وقتی که در یک لایه اجرا می‌شود حدود 3 تا 10 میلیمتر است استفاده از این مخلوطها برای راههایی توصیه می‌شود که زیرسازی آنها کاملاً سالم بوده و خرابیها محدود به خرابیهای سطحی باشد در صورت وجود ترکها و نواقص زیاد ابتدا باید آنرا تعمیر و لکه‌گیری و سپس اقدام به روکش با این مخلوط قیرآبه‌ای نمود این مخلوطها هنگام پخش در سطح راه باید حالت نیمه‌روان و خمیری داشته باشند تا در ترکها و خلل و فرج سطح راه نفوذ کرده و آن را آب‌بند کند ، اسلاری سیل یا دوغاب قیری - مخلوط های آسفالتی رویه نازک قیرآبه‌ای از مصالح ریزدانه و قیرآبه (با یا بدون مواد افزودنی) تهیه و به عنوان یک قشر حفاظتی روی سطح راههای آسفالتی موجود پخش می‌شوند ضخامت آن وقتی که در یک لایه اجرا می‌شود حدود 3 تا 10 میلیمتر است استفاده از این مخلوطها برای راههایی توصیه می‌شود که زیرسازی آنها کاملاً سالم بوده و خرابیها محدود به خرابیهای سطحی باشد در صورت وجود ترکها و نواقص زیاد ابتدا باید آنرا تعمیر و لکه‌گیری و سپس اقدام به روکش با این مخلوط قیرآبه‌ای نمود این مخلوطها هنگام پخش در سطح راه باید حالت نیمه‌روان و خمیری داشته باشند تا در ترکها و خلل و فرج سطح راه نفوذ کرده و آن را آب‌بند کند
سنگ دیواره-سنگهای درون گیری که در مجاورت رگه های معدنی قرار دارند ، قسمتی از سنگ قطع کننده ای که به شکل دیواره یا بام در یک لایه مورد بهره برداری قرار گرفته است ، دیواره ، دیوار
در گسل : توده سنگی بر روی یک طرف یک گسل را گویند ، مثلاً کمر بالا یا کمر پایین نیز ببینید: سنگ دیواره (گسلش)
مترادف: fault wall
در معدن : طرف یک رگه یا عملیات معدنی مقایسه شود با: کمر پایین ، کمر بالا
در دیرین شناسی : الف) لایه خارجی احاطه کننده بخش های داخلی یک بی مهره را گویند مثلاً: یک رسوب اسکلتی که در کورالیتهای متعدد ساخته می شود و ستون پولیپ اسکلراکتینین را احاطه میکند و لبه های خارجی تیغه ها را بهم پیوند می‌دهد
مثلاً synapticulotheca ، paratheca ، septotheca یا بخشی از صدف حلزونی یک سفالوپود که صدف خارجی را تشکیل می دهد
ب) حاشیه بالا آمده و برجسته شده یک کانئولیت
ج) عضو اسکلتی محدود کننده جام در آرکئوسیاتیدها
در غارشناسی : الف) اطراف یک گذرگاه غار
ب) دسته ای از ستونها در امتداد یک شکاف درزه ای که به هم جوش خورده اند و تشکیل یک توده مستحکم را داده اند
نیز ببینید: partition

دیکشنری تخصصی انگلیسی به فارسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z

دیکشنری تخصصی فارسی به انگلیسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
اگر این اصطلاح تخصصی زمين شناسی از فارسی به انگلیسی مفید بود آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیکشنری تخصصی به تفکیک دپارتمان ها و رشته ها


دیکشنری تخصصی هنر

درباره دیکشنری تخصصی برساد


دیکشنری تخصصی برساد برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و استادان رشته های مختلف طراحی شده است. استفاده از خدمات دیکشنری تخصصی برساد کاملا رایگان است.

تماس با ما



Telegram: @Barsadic
وبلاگ برساد

×
می خوای متن تخصصی زمين شناسی رو برات ترجمه کنیم؟ سریع کلیک کن