معادل انگلیسی سکوی سنگی
الف) یک سکوی موج کفه که بر روی یک سطح سنگی فرسوده شده است ب) یک سکوی آب بالا که بر ر

زمين شناسی
سکوی سنگی
الف) یک سکوی موج کفه که بر روی یک سطح سنگی فرسوده شده است ب) یک سکوی آب بالا که بر روی یک سطح سنگی فرسوده شده است ، سکوی سنگی - الف) یک سکوی موج کفه که بر روی یک سطح سنگی فرسوده شده است ب) یک سکوی آب بالا که بر روی یک سطح سنگی فرسوده شده است
rock platform
موارد مشابه با اصطلاح تخصصی فارسی سکوی سنگی
الف) یک سکوی موج کفه که بر روی یک سطح سنگی فرسوده شده است ب) یک سکوی آب بالا که بر ر
سکو ، تختگاه
ایوان زمین سکومانند و تقریبا\" تراز و مسطح را گویند

در زمین‌ساخت:بخشی از قاره که توسط لایه‌های مسطح یا کمی شیب‌دار ، اساساً رسوبی که در اعماق مختلف توسط پی‌سنگ‌هایی که در طی تغییر شکل‌های اولیه سخت شده اند ، پوشیده می‌شود تختگاه بخشی از یک کراتون است

در دیرینه‌شناسی:
الف) ساخت جانبی گستر‌ش‌یافته یا کفه دریایی در طول بخش داخلی یا خارجی محور قدامی‌-خلفی یک کونودونت این واژه همواره (به صورت نادرست) برای پلیت به کار می‌رود ب) پلاتفرم ماهیچه‌ای یک براکیوپود
ج) کف مسطح کاسه گل یک مرجان

در ساحل شناسی:سطح فرسایشی زیر‌‌‌آبی با شیب ملایم یا مسطح که از به سمت دریا یا دریاچه گسترش یافته است

در زمین‌ریخت‌شناسی :
الف) یک واژه عمومی برای هر سطح افقی یا نزدیک به افق ؛به عنوان مثال یک پادگانه یا پلکان ، یک لبه یا مکانی کوچک روی سطح یک پرتگاه ، یک قطعه‌زمین مسطح و مرتفع نظیر ریزفلات یا فلات ، دشت گون و یا هر سطح شیب‌دار
ب) فلات کوچک ، تختگاه - ایوان زمین سکومانند و تقریبا\" تراز و مسطح را گویند - - در زمین‌ساخت:بخشی از قاره که توسط لایه‌های مسطح یا کمی شیب‌دار ، پوشیده می‌شود تختگاه بخشی از یک کراتون است - - در دیرینه‌شناسی: - الف) ساخت جانبی گستر‌ش‌یافته یا کفه دریایی در طول بخش داخلی یا خارجی محور قدامی‌-خلفی یک کونودونت این واژه همواره (به صورت نادرست) برای پلیت به کار می‌رود ب) پلاتفرم ماهیچه‌ای یک براکیوپود - ج) کف مسطح کاسه گل یک مرجان - - در ساحل شناسی:سطح فرسایشی زیر‌‌‌آبی با شیب ملایم یا مسطح که از به سمت دریا یا دریاچه گسترش یافته است - - در زمین‌ریخت‌شناسی : - الف) یک واژه عمومی برای هر سطح افقی یا نزدیک به افق ؛به عنوان مثال یک پادگانه یا پلکان ، دشت گون و یا هر سطح شیب‌دار - ب) فلات کوچک
واریز یخ وسنگ ، یخسار سنگی ، یخچال سنگی
یک توده از تخته سنگهای واجد جورشدگی ضعیف و زاویه دار به همراه مواد ریزدانه ، که یخ بین ذره ای 1 یا چند متر زیر سطح (سیمانی شده یخی) قرار دارد یا این توده حاوی یخچال یخی دفن شده می باشد (هسته یخی) این یخچال در کوهستانهای مرتفع در ناحیه ای پرمافراستی ظاهر می شود و از دیواره سیرک یا سایر صخره های پرشیب حاصل می آید یخسارهای سنگی دارای ظاهر و حرکت آهسته عمومی یخچال های دره ای کوچک هستند و طول آنها از چند متر به چندین کیلومتر می رسد ، دارای یک منطقه دور از منشأ هستند که بوسیله یک سری از پشته های کمانی عرضی مشخص می شود در زمان فعال بودن یخچال ، این توده ها می‌توانند دارای ضخامت 50 متر و حرکت سطحی (حاصل از جریان یخ میان ذره ای) 2-5/0 متر بر سال m/gr باشند یخسارهای سنگی در نمای پلان در گروه های لبه دار ، زبانه ای شکل یا قاشقکی رده بندی می شوند
مقایسه شود با: جریان بلوک ، chrystocrene ، یخچال سنگی - یک توده از تخته سنگهای واجد جورشدگی ضعیف و زاویه دار به همراه مواد ریزدانه ، زبانه ای شکل یا قاشقکی رده بندی می شوند - مقایسه شود با: جریان بلوک
سکوی موج بریده ، سکوی موج کند
الف) یک سطح شیبدار ملایم که توسط فرسایش امواج تشکیل می شود و تا مسافت زیادی درون دریا یا دریاچه از قاعده صخره موج بریده ، گسترده می شود که نشان دهنده هر دو سکوی ساحلی و سکوی سایشی است
مترادف: پادگانه موج کفه ، سکوی کنده شده ، سکوی فرسایشی ، سکوی موجی ، سکوی کرانه ای ، دشت موج کفه ، پهنه ساحلی
ب) اصطلاحی که گاهی اوقات بطور محدود شده ای به عنوان مترادفی برای سکوی سایشی استفاده می شود
نیمکت یا قلاتی که در امتداد خط ساحلی و همسطح دریا توسط عمل فرسایش امواج ایجاد می‌شود ، سکوی موج کند - الف) یک سطح شیبدار ملایم که توسط فرسایش امواج تشکیل می شود و تا مسافت زیادی درون دریا یا دریاچه از قاعده صخره موج بریده ، گسترده می شود که نشان دهنده هر دو سکوی ساحلی و سکوی سایشی است - مترادف: پادگانه موج کفه ، پهنه ساحلی - ب) اصطلاحی که گاهی اوقات بطور محدود شده ای به عنوان مترادفی برای سکوی سایشی استفاده می شود - نیمکت یا قلاتی که در امتداد خط ساحلی و همسطح دریا توسط عمل فرسایش امواج ایجاد می‌شود

دیکشنری تخصصی انگلیسی به فارسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z

دیکشنری تخصصی فارسی به انگلیسی زمين شناسی بر اساس حروف الفبا

آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
اگر این اصطلاح تخصصی زمين شناسی از فارسی به انگلیسی مفید بود آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیکشنری تخصصی به تفکیک دپارتمان ها و رشته ها


دیکشنری تخصصی هنر

درباره دیکشنری تخصصی برساد


دیکشنری تخصصی برساد برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و استادان رشته های مختلف طراحی شده است. استفاده از خدمات دیکشنری تخصصی برساد کاملا رایگان است.

تماس با ما



Telegram: @Barsadic
وبلاگ برساد

×
می خوای متن تخصصی زمين شناسی رو برات ترجمه کنیم؟ سریع کلیک کن