معنی ligamentum

پزشكی
ligamentum
‎ ligament رباط ، لیگمان ، نوار یا باند نیرومندی از بافت لیفی که کارش بهم پیوستن استخوانها یا حفاظت و حمایت امعاء و احشاء است لیگمان یا رباط فرعی ، رباطی است که رباط دیگر را تقویت میکند ‎accessory l لیگمان یا رباط چربی ، رباط مخاطی زانو ‎adipose l لیگمانهایا رباطهای بالی شکل ، دوچین از غشاء سینوویال که روی هر طرف رباط آدیپوز برگشته اند ‎alveolodental l periodontium لیگمان یا رباط آپاندیسی ‎ - تخمدانی ، چینی از روده بند که بین اپاندیس و رباط پهن کشیده شده است ‎appendicuio-ovarin لیگمانهای یا رباطهای قوسی شکل ، رباطهای قوسی شکلی هستند که حجاب حاجز را به پائین ترین دنده و اولین مهره کمری اتصال میدهند ‎arcuate l s لیگمان یا رباط باردینت ، قسمت عقبی رباط حلقوی آرنج ‎Bardinet s l لیگمان یا رباط بارکو ، لیگمانهای جلوئی و عقبی مفصل آرنج ‎Barkow s l لیگمان یا رباط برارد ، رباط آویزان کننده برون شامه قلب ‎Berard s l لیگمان یا رباط برتین یا رباط بیگلو ، رباط رانی ‎ - لگنی ‎ Bigelow s l یا ‎Bertin s l لیگمان یا رباط پهن ، چین پهنی است از صفاق که از کنار رحم تا دیواره لگن کشیده شده و شامل سه قسمت است ، قسمتی که لگن را حمایت میکند مزومتریوم(‎ mesometrium) قسمتی که لوله رحمی را نگهداری میکند مزوسالپینکس (‎ mesosalpinx) و قسمتی که تخمدان را نگهداشته است مزوواریوم (‎ mesovarium) نامیده میشود ‎broad l لیگمان یا رباط برودی ، رباط عرضی بازو ‎Brodie s l لیگمان یا رباط بورنس ، رباط داسی شکل کشنده پهن نیام ‎Burns s l لیگمان یاا رباط کامپل ، رباط معلق زیر بغل ‎campbell s l لیگمان یا رباط کامپر ، نیام عمقی میاندوراه ‎camper s l لیگمان یا رباط کپسولی ، شبکه لیفی محکمی که اطراف مفصل را فرا میگیرد ‎capsular l لیگمان یا رباط کارکاسونه ، رباط سه گوش مجرای ادرار ‎Carcassonne s لیگمان یا رباط اصلی ، قسمت ضخیمی از نیام احشائی لگن که در کنار گلوی رحم و مهبل قرار دارد و بطور جانبی عبور کرده با نیام بالائی دیافراگم لگنی یکی میشود ‎cardinal لیگمان یا رباط مرکزی ، رشته انتهائی در پائین نخاع شامل ادامه نرم شامه بدنبال مخروط نخاعی که همراه با سخت شامه به رباط دنبالچه ای می چسبد ‎central l لیگمان یا رباط دنده ای ‎ - برون شامه ای ، رباطی است که بالاترین مفصل شدگی دنده ای‎ - جناغی را به برون شامه قلب اتصال میدهد ‎costopericardiac l لیگمان یا رباط حقه ای ، حلقه ایست از جنس لیفی‎- غضروفی که بدوره حفره حقه ای چسبیده است ‎cotyloid l لیگمان یا رباط صلیبی شکل ، رباط عرضی مفصل اطلسی ‎- محوری گردن ‎cruciform l ‎crural l Poupart s l لیگمانها یا رباطهای پوستی ‎ - بند انگشتی ، رشته های رباطی که از کناره های بندهای انگشت در نزدیک مفاصل بطرف پوست کشیده شده اند ‎cutaneophalangeal l s لیگمان یا رباط کیسه ای ‎ - دوازدهه ای ، نوعی چین غیر عادی از صفاق که بین کیسه صفرا و روده دوازدهه کشیده میشود ‎cysticoduodenal l لیگمان یا رباط دیافراگماتیک ، برگشتگی ، برآمدگی یا چین اورژنیتال در جنین که بعدها رباط معلق تخمدان میشود ‎diophragmatic لیگمان یا رباط داسی شکل ، رباط پهن کبد ‎falciform l لیگمان یا رباط کاذب هر نوع رباط معلقی که چینی از صفاق بوده و دارای ساختمان رباطی حقیقی نیست ‎false لیگمان یا رباط فلود ، رباط فوقانی کپسول مفصل شانه ‎Flood s لیگمان یا رباط ژیمبرنا ، پهنه سه گوشه ای از آپونوروزعضله مایل خارجی که از جلو به رباط پوپارت متصل بوده و تا خط ورکی ‎ - شانه ای امتداد مییابد ‎Gimbernat s l لیگمان یا رباط گلنوئید ، ‎ - 1 حلقه ای از جنس فیبرو کارتیلاژیا رشته ای غضروفی که به دوره حفره گلنوئید (دوره ای) متصل است ‎ - 2 رباطهای جلوئی مفاصل کف دستی انگشتی ‎glenoid l لیگمان یا رباط هلمولتز ، قسمتی از رباط جلوئی استخوان چکشی در گوش میانی ‎Helmholtz s l لیگمانها یا رباطهای کبدی ، چین هائی از صفاق هستند که از طرف کبد به ساختمانهای ضمیمه کشیده میشوند ‎hepatic l s لیگمانها یا رباطهای هی ، زوائد پهن داسی شکل از کشنده پهن نیام میباشند ‎Hey s l s لیگمان یا رباط خاصره ای‎ - تروکانتری ، قسمتی از کپسول مفصلی مفصل لگن ‎iliotrochanteric l لیگمان یا رباط داخل مفصلی ، هر رباطی که در داخل کپسول یک مفصل واقع شده باشد ‎interaticular l لیگمان یا رباط داخل زائده ای ، رباطی است که دو زائده مربوط به یک استخوان را بهم مرتبط میکند ‎interprocess l لیگمان یا رباط طحالی ‎ - کلیوی ، چینی از صفاق است که طحال را به کلیه چپ اتصال میدهد ‎lienorenal l لیگمان یا رباط روده بندی‎ - مزوکلونی ، چین روده بندی مزوکلونی ‎mesenteriomesocolic l لیگمان یا رباط کلیوی قولونی ، رشته ای که از کپسول چربی اطراف کلیه بطرف پائین کشیده شده و از سمت راست بسوی دیواره خلفی قولون بالارو و از سمت چپ بسوی دیواره خلفی قولون پائین رو پیش می رود ‎nephrocolic لیگمان یا رباط لوزالمعده ای ‎ - طحالی ، چینی از صفاق است که از لوزالمعده بطرف طحال کشیده میشود ‎pancreaticosplenic ‎petit s l uterosacral l لیگمانها یا رباطهای تقویتی ، رباطهائی که جهت تقویت کپسولهای مفصلی عمل می کنند ‎reinforcing l s لیگمان یا رباط لوزی شکل ، رباطی که غضروف اولین دنده را به سطح زیرین استخوان ترقوه متصل میکند ‎rhomboid لیگمان یا رباط گرد ، ‎ - 1 رباط عریض و پهنی که از بالش چربی حفره حقه ای بالا رفته و به سر استخوان ران می چسبد ‎ - 2 طناب فیبری که از ناف بطرف لبه جلوئی کبد کشیده شده است ‎ - 3 هر کدام از دو طنابی که از شاخک های رحم بطرف قله ونوس در بالای فرج کشیده می شود ‎round l لیگمانها یا رباطهای شلم ، دونوار رباطی در کپسول مفصل شانه ‎Schlemm s l s لیگمان یا رباط پرشی ، رباطی که استخوان پاشنه را به استخوان ناوی متصل میکند ‎spring l لیگمان یا رباط زرد رنگ ، رباط زرد رنگی است که بین تیغه های مهره ای قرار دارد ‎subflavous l لیگمان یا رباط معلق ، منطقه مژگانی ، دسته ای از الیاف که جسم مژگانی را به عدسی چشم متصل میکنند ‎suspensory لیگمان یا رباط معلق حفره زیر بغل ، لایه ای است که از نیام زیر بغلی جدا شده و بطرف بالا رفته و عضله سینه ای کوچک را می پوشاند ‎suspensory l of axilla لیگمان یا رباط درزی ، نواری از جنس بافت لیفی که بین استخوانهای متقابل یک درز یا مفصل غیر متحرک قرار دارد ‎sutural l لیگمان یا رباط سنوویال بزرگ ‎synovial l لیگمان یا رباط وتری ‎ - تروکانتری ، قسمتی از کپسول مفصل لگن ‎tendinotrochanteric l لیگمانها یا رباطهای رحمی ‎ - لگنی ، زوائد پهنی از بافت عضلانی در رباط پهن رحم که از نیام روی عضله سدادی داخلی بطرف کناره رحم و مهبل بطور شعاعی کشیده میشوند ‎uteropelvic l s لیگمان یا رباط رحمی‎ - خاجی ، قسمتی از ضخامت نیام احشائی لگن که در کنار گلوی رحم و مهبل قرار دارد ‎uterosacral لیگمان یا رباط شکمچه ای ، طناب صوتی کاذب ‎ventricular ‎vesicoumbilical l urachus لیگمان یا رباط مثانه ای ‎ - رحمی ، رباطی است که از قسمت جلوئی رحم بطرف مثانه کشیده میشود ‎vesicouterine l لیگمانها یا رباطهای صوتی ، طنابهای صوتی حقیقی ‎vocal l s ‎ - 1 قسمتی از رباط کپسولی مفصل لگن ‎ - 2 رباطی است در قوزک پا که استخوان پاشنه و استخوان مکعبی شکل و استخوان ناوی را بهم دیگر متصل میکند ‎Y l لیگمان یا رباط زین ، منطقه مژگانی یک دسته از الیاف که جسم مژگانی را به عدسی چشم متصل میکنند ‎zinn s

دیکشنری تخصصی انگلیسی به فارسی پزشكی بر اساس حروف الفبا

A | B | C | D | E | F | G | H | I | J | K | L | M | N | O | P | Q | R | S | T | U | V | W | X | Y | Z

دیکشنری تخصصی فارسی به انگلیسی پزشكی بر اساس حروف الفبا

آ | ا | ب | پ | ت | ث | ج | چ | ح | خ | د | ذ | ر | ز | ژ | س | ش | ص | ض | ط | ظ | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی |
اگر این اصطلاح تخصصی پزشكی از انگلیسی به فارسی مفید بود آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

دیکشنری تخصصی به تفکیک دپارتمان ها و رشته ها


دیکشنری تخصصی هنر

درباره دیکشنری تخصصی برساد


دیکشنری تخصصی برساد برای استفاده دانشجویان، پژوهشگران و استادان رشته های مختلف طراحی شده است. استفاده از خدمات دیکشنری تخصصی برساد کاملا رایگان است.

تماس با ما



Telegram: @Barsadic
وبلاگ برساد

×
می خوای متن تخصصی پزشكی رو برات ترجمه کنیم؟ سریع کلیک کن